بدون عنوان
سلام بچه های نی نی وبلاگ بالاخره ما بعد از چند روز آمدیم این چند روز خیلی شلوغ بودم چون مامان خودم یه عمل کوچک داشت که باید انجام می داد و یه مقدار درگیر شدم بعد از اون هم سه روزه خونه مادرجون مانی هستیم بخاطر اینکه بزاریم مامان نرگس این چند روز را استراحت کنه .
امروز صبح که داشتیم میامدیم مانی جان از خواب بیدار شد و هیچ لحظه ای شیرین تر از صبح نیست وای خدا میدونه چقدر دلم براش تنگ میشه وقتی میام سرکار.
دیروز حال خودم زیاد خوب نبود آخه بابت مامان یه مقدار نگرانم ... بگذریم خدا بزرگ است و خودش میدونه چه باید بکنه و کار ما فقط دعا کردن است .
امشب خونه دایی امیر دعوتیم (دایی خودم) ما هرماه یه دوره داریم و توش قرعه کشی داریم ببینیم این هفته کی برنده میشه .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
